نمی دانم چه اندازه با من موافقید که معلم انشا در هر جلسه ی کلاس درس انشا باید طرحی نو در اندازد و کاری کند که دانش آموزان چشمهایشان را بشویند و جور دیگری به درس انشا نگاه کنند و همیشه منتظر باشند تا کلاس انشا کی فرا می رسد و برای حضور در کلاس لحظه شماری کنند و همچنین در کلاس انشا یاد بگیرند که زندگی و دنیا را زیبا ببینند.

اگر معلمی خودش اهل ذوق نباشد نمی تواند برشاگردان اثر گذارد چون ذات نایافته از هستی بخش، کی تواند که شود هستی بخش، معلم انشا خودش ابتدا باید اهل خلق و نوشتن و آفریدن باشد و خود از نوشتن نترسد و خودش همراه دانش آموزان در کلاس انشا، انشا بنویسد و این کار باعث علاقه ی بیشتر دانش آموزان به معلم و درس انشا خواهد شد.

راهکارهایی که در ذیل ارایه می شود ثمره ی سال ها کار معلمی آن هم در کلاس انشا می باشد و نگارنده ی این سطور همیشه سعی نموده از بهترین و جدیدترین شیوه در تدریس انشا بهره ببرد و حالا نتایج و ثمره ی آن سالها، بر این صفحات جاری شود تا اگر همکاران دیگر صلاح دانستند از آن بهره ببرند و باعث زیبا شدن کلاس خود و لذت بردن شاگردان خویش شوند.

1ـ چشم ها را باز کنیم

یکی از راه های خوب برای بالابردن قدرت دقت دانش آموزان این است که در اولین جلسه دانش آموزان را کنار پنجره ی کلاس ببریم و از ایشان بخواهیم هر چه را که در بیرون کلاس می بینند بنویسند یا آنها را فهرست نمایند و به آن ها گوشزد نماییم از هیچ چیزی چشم پوشی ننمایند و هر چه را که می ببینند بنویسند این کار باعث رقابت در بچه ها می گردد و هر کدام سعی می کنندچیزهایی بیشتری ببینند . بعد از 20 دقیقه از آنها بخواهیم نوشته های خود را برای هم کلاسی های خود بخوانند و دانش آموزان قضاوت کنند که کدام دانش آموز دیدش را بهتر باز کرده و بهتر نوشته است لازم به یادآوری است معلم هم همراه دانش آموزان باید انشا بنویسد و انشای خود را برای آنها بخواند.

 

2ـ جمله سازی با کلمات غیر مرتبط

یکی دیگر از روش هایی که در کلاسم موفق به انجامش شدم و باعث شد که دانش آموزان به وجد بیایند و از انشا نترسند و به آن علاقه مند شوند این بود که برروی تابلو یک جدول سه در سه ( نُه خانه ای ) می کشیدم و از بچه ها می خواستم که هر کلمه ای که به ذهنشان رسید بگویند و به آن ها یادآورد می شدم که هر چه کلمات بی ربط تر باشد بهتر است سپس کلمات را در خانه های جدول می نوشتم وقتی جدول کامل شد از نفر اول می خواستم با ردیف اول افقی ، نفر دوم با ردیف دوم افقی، نفر سوم با ردیف سوم افقی، نفر چهارم با ردیف اول عمودی و نفر پنجم با ردیف دوم عمودی و ............ جمله بسازند اگر خانه های جدول کم می آمد جدولی دیگر     می کشیدم . سپس از بچه ها تقاضا می نمودم جملات خود را به 10 جمله برسانند بعد جمله ها را به هم ربط دهند. گاهی از دانش آموزان می خواستم به 9 کلمه ی جدول فقط یک جمله بسازند. بعضی مواقع جمله های دانش آموزان را برروی تابلو می نوشتم و از آن ها می خواستم با جمله های روی تابلو انشان بنویسند و جالب این است دانش آموزان با ذوق و شوق فراوان این کار را انجام می دادند و می گفتند آقا ما تا الان فکر می کردیم انشا سخت است اما با این کار فهمیدند انشا چقدر ساده و زیباست. دوباره از این روش در جلسه ی بعد استفاده کنیم  اما به ایشان می گفتم جلسه ی بعد روشی دیگر . برای نمونه جدول در زیر آورده می شود:

ماکارونی

خنگ

دوست

دایناسور

شوت

مداد

مدرسه

رایانه

مروارید

 

جمله های دانش آموزان

1ـ دوست خنگ من ماکارونی می خورد.

2ـ من مداد را به سمت دایناسور شوت کردم.

3ـ مدرسه ی ما رایانه و مروارید دارد.

4ـ دایناسور مدرسه ما ماکارونی می خورد.

5ـ آدم خنگ با توپ به رایانه شوت زد.

6ـ .....

3ـ بازی با کلمات

دانش آموزی  گوید

در این روش یک کلمه برروی تابلو می نویسیم و از اولین دانش آموز که اسم او در دفتر است می خواهیم با آخرین حرف کلمه ی نوشته شده روی تابلو را اولین حرف کلمه قرار دهد و کلمه ای بگوید و نفر دوم آخرین حرف کلمه ی دوم را حرف اول کلمه ی خود قرار دهد.مثلاً کلمه ی مادر                         رشت                    تبریز

زنبور                      رودخانه                        هلو                       وانت                      ترسو                   و .......

سپس از شاگردان می خواهیم با کلمات روی تابلو انشا بنویسند. این کار برای دانش آموزان حالت بازی را دارد البته بازی فکری و این که اندیشه خود را به حرکت در آورند. این کار را می تواند با اسم بچه ها ، اسم اشیا، میوه ها، گل ها، غذاها و .... انجام داد.

4ـ دلم می خواهد

یکی دیگر از راه های تدریس انشا این است که موضوعاتی به دانش آموزان بدهیم که برای آن ها ملموس باشد و راحت بتوانند احساسات خود را بیان کنند یکی از این موضوعات « دلم می خواهد » یا « بهترین دوست» یا « ای کاش » و ... زمانی موضوع « دلم می خواهد » را به دانش آموزان دادم و از آن ها خواستم هر چه دل تنگشان می خواهد بنویسند. آن ها هم گوش کردند و نوشتند: « من دلم می خواهد که گلی از گل های خوشبوی بهشت که بوی عطر پیامبر گرامی را می دهد، باشم، که باعث خوشحالی مردم شوم دیگری نوشته بود: « من دلم می خواهد مقداری پول داشته باشم تا با آن قرض های پدر و مادرم را که به خاطر آن حسرت می خورند و ناراحتند و سرم داد می کشم پرداخت کنم» دیگری گفته بود: « من دلم می خواهد یک بز می داشتم و هر روز شیرش را می دوشیدم و می خوردم و وقتی شیرش تمام شد خودش را می خوردم» شاگرد دیگر نوشته بود: « من دلم می خواهد معلم فارسی بشوم و همچنین دلم می خواهد هرکس مرا اذیت کرد جوابش را بدهم یا بهتر با او دعوا کنم ولی زورم نمی رسد و همچنین شاگرد دیگر گقته بود  : من دلم می خواهد آنقدر زور داشتم تا با یک ضربه حریف را بخوابانم و ............... »

با این دانش آموزان آرزوها و خواسته هایشان را به زبان خود نوشته بودند و هر کدام خوشحال از اینکه توانسته اند انشا بنویسند.

5ـ خواندن کتاب قصه

یکی از کارهای خوب که در کلاس انشا می توان انجام داد خواندن کتاب های قصه و داستان و خاطرات در کلاس است اگر معلمی تمام طول سال را در کلاس انشا فقط برای بچه ها کتاب بخواند دانش آموزان نه تنها ضرر نکرده اند بلکه بهترین استفاده را از کلاس درس برده اند یکی از داستان هایی که همیشه در کلاسم می خوانم قصه ی بچه ی مردم در کتاب « سه تار جلال آل احمد» می باشد . داستان بچه ی مردم نمونه ی بسیار جالبی برای داستان کوتاه و توصیف می باشد روش خواندن به این صورت است که داستان را می خوانیم و از دانش آموزان می خواهیم اسمی دیگر برای داستان انتخاب کنند و یا آخر داستان را طوری دیگر به پایان برسانند و یا ادامه ی آن را بنویسند چون زمانی که داستان به پایان می رسد دانش آموزان فکر می کنند هنوز داستان تمام نشده است و این کار خوبی است که دانش آموزان آن را به دلخواه ادامه دهند در زیر نام هایی که             دانش آموزان برای بچه ی مردم پیشنهاد نموده اند می آورم.

1ـ مادری که دیگر مادر نیست 2ـ هیچ کس مرا دوست ندارد 3ـ بچه ی بی نوا 4ـ درپیچ و خم زندگی 5ـ میم مثل مادر 6ـ برباد رفته 7 ـ بی وفا 8 ـ تیسمیس 9 ـ تخمه ی آفتابگردان 10ـ وصله ی ناجور و ...

درادامه غیر از کتاب های جلال آل احمد کتاب های آقای هوشنگ مرادی کرمانی نظیر« لبخند و مربای شیرین » و .... پیشنهاد می شود همچنین از قصه ی «عدل صادق چوبک » و قصه های یک دقیقه ای فریبا کلهر و نشان لیاقت عشق و ............ نباید گذشت.

6ـ کتاب برای کلاس

در ابتدای سال از هر دانش آموز مبلغی پول می گرفتم و خودم هم مبلغی روی آن پول ها می گذاشتم و با آن مبلغ کتاب های قصه برای دانش آموزان می خریدم و از آن ها می خواستم آن را بخوانند و خلاصه نویسی نمایند و سپس کتاب ها را بین خودشان عوض کنند به این ترتیب دانش آموزان در طول سال با مبلغی اندک چندین کتاب مطالعه می نمودند و در پایان سال همراه دانش آموزان کتاب ها را به کتابخانه ی مدرسه هدیه        می دادیم.

7 ـ خطوط ناقص و انشا

در بعضی از جلسات خطوط ناقصی مانند زیر را به دانش آموزان می دادم و از ایشان  می خواستم خطوط را ادامه دهند و کامل نمایند و شکل جدید خلق کنند . سپس از آن ها می خواستم شکل رسم شده را توصیف نمایند و یا دو شکل را به هم جملات ربط دهند یا با اشکال کشیده شده داستان بسازند با این کار هم              دانش آموزان خلاق شناخته می شوند و هم می توان به روانشناسی آنها پی برد

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 آبان 1389    | توسط: محمد جمالده    |    | نظرات()